عشق زيباست اگر واقعآ عاشق باشی


I Love You More Than Words Could Ever Express.
You Are The Life In Me.
You've Given Me Feelings I Have Never Felt Before.
I Love The Way You Make Me Feel.
I Am So Happy Being With You, And So Blessed To Know You.
Without You, I Would Be Nothing.
You Hold All Of My Hopes And Dreams Inside Of You;
And For That, I Will Always Love You.
نظرت چیه!!!!!
سلام باید ببخشید یه مدت به این بخش سر
نمی زدم




تو رو پرسیدم و خواستم
از همه عالم و آدم
بی جواب اومدم اما حالا
از خودت میپرسم
...

نفس عمیق میکشم
تو را هضم میکنم
تو را در می یابم
به دستانت میرسم
طلوع میکنم
به چشمانت مینگرم
گر میگیرم
به تو میرسم
جوانه میزنم
تو را استنشاق میکنم
تو را صدا میزنم
تو را با لحن همیشگیمان
ماه من
صدا میزنم
تو می آیی
من رشد میکنم
تازه میشوم
جان میگیرم
تو را دارم
ماه من
زنده میمانم

کنار تو آغاز میشوم
بی تو
به پایان نزدیک نزدیکم
ص.ا
این آخرین تلاشمه واسه بدست آوردنت
باور کن این قلب و نرو
این التماس آخره
چقدر میخوای تو بشکنی
غرور این شکسته رو
هر چی میخوای بگی بگو
اما بهم نگو برو
این دلو عاشقش نکن
اگه منو دوست نداری
راحت بگو اگه میخوای
قلب منو جا بذاری
دلم پر از شکایته
اما صدام در نمیاد
میترسم از دستم بری
کاری ازم بر نمیاد
...
چرا دیگه باورم نداری؟
مگه من همون نبودم که ازت دل نبریدم؟
حالا چرا واسه کاری که نکردم
داری مجازاتم میکنی؟؟؟
مگه من بد بودم؟؟؟؟
مگه شک داری که هنوزم
" تا وقتی تو ماه منی
نگاه به ماه نمیکنم
بذار همه نگاش کنن
من اشتباه نمیکنم "
ماه من
تو هنوزم ماه منی ...
نمي دانم تو مي خواني ز چشمم حرفهايم را
نمي دانم تو مي بيني نگاه بي صدايم را
كه مي گويد بدون مهربانيهاي بي حدت
بدون عشق تو
هيچم
...
نه میدونم که نمیبینی
نمیدانی
چون نیستی که نگاهی را ببینی
برف و بارون
تلفیق قشنگی بود
اما برف تنها قشنگتره
نگاه کردن به آسمونی که داره میباره بهم آرامش میده
امشب دلم گرفته
شاید دلتنگ تو شدم باز
اما دیگه نمیخوام بهت بگم
" که فلانی دل من تنگ شده "
اصلا گمان نمیکنم فرقی برات داشته باشه
دیگه حتی دریغ از یه حال و احوال ساده
کجا جا موندی؟
کجا منو جا گذاشتی؟
کاش آسمون بباره
به آرامش نیاز دارم
و قدری با تو بودن
شاید ...
مهربانی را در نگاه کودکی دیدم
که آبنباتش را به دریا انداخت تا آب دریا شیرین شود
...
من سنگسار نگاهت شده ام
سنگسار نگاهی که از پی رفتنت
آثارش بر تن رنجورم به جا میماند
من تبعيدی اولين نگاه توام و مصلوب اولين بوسه ات
و بدان ! خونبها ی تمام لحظات از دست رفته ام برعهده توست
....
چقدر خوبه یادمون نره که مهربون باشیم
و یادمون نره که مهربون بمونیم
.
اینروزها از خواب میترسم
از کابوس دیدن میترسم
اما باز هم سعی میکنم
به خاطر تو
بخندم
تو هم یه کم دستاتو بالا بگیر
و واسه اونی که همه چیزشو واسه تو گذاشت
دعا کن
دعا کن اتفاقی نیفته
کسی که تو همه چیزشی رو دعا کن
توقع زیادی نیست
.
خدا تنهام نذار
م ی ت رس م
" جوجو "
بلند میشوم میایستم
کسی میگوید
شاید وقت رفتن باشد
میخواهد برود
ولی دلم
قبول نمیکند
میخواهد نشانش دهی
به همه نشان دهی
که هنوز هوایش را داری
کسی اما چیزی دیگر میگوید
گوشهایم را میگیرم
به تلخی نگاهش میکنم
محو میشود
دیگر هیچ چیز نمیگوید
.
.
آنروزها نگاهم را میخواندی
از الف تا ی
دست که دراز میکردم
در دستانم ستاره میکاشتی
دستانم آسمان میشد
و من پر میگرفتم
.
مدتی است خواندن یادت رفته
و ستاره چیدن
.
بلند میشوم
و
می ایستم
دستهایم را در جیبهایم فرو میبرم
و
چشم ها را میبندم

حالا دیگر نوبت توست
.
ستاره چین من
اینبار تو انتخاب کن
تو دست هایت را دراز کن
دستهای من
هنوز هم ستاره دارد
دستهایم هنوز هم گرم است
.
ص.
